از بهترین راه‌های شناخت یک مجموعه، شنیدن صحبت‌های مراجعه‌کنندگان به آنجاست. در این بخش روایت‌های فرزندان سمر را در مورد وضعیت پیش از کمیسیون در سمر می‌خوانیم.

 

روایت اول:

ورودم به سمر صرفا برای تأمین هزینه بالای دارو بود. سمر جزو آخرین موسساتی بود که مراجعه کردم. قبلا تجربه مساعدت گرفتن را از سایر موسسات داشتم که متاسفانه این تجارب اصلا دلچسب نبود و به دلیل رفتارهای گستاخانه و دور از شأن پرسنل به شدت باعث زیر سوال رفتن عزت نفس و آزرده شدنم می‌شد. اما در همان شروع کار به‌طور کلی نظرم تغییر کرد.

 

روایت دوم:

هرگز روزی که وارد حیاط موسسه شدم را فراموش نمی‌کنم. حالم اصلا خوب نبود و با حالتی وحشت‌زده و چشمی گریان با مددکار صحبت کردم. خدا می‌داند چه حال و روز غریبی داشتم؛ هم به شدت ترسیده بودم هم ناامید و سرگردان بودم تا اینکه کمیسیون تشکیل شد و سمر امید و امنیت و ارامش را به من هدیه داد.